تبلیغات
وبلاگ فرهنگی هیئت عزاداران کوثر تبریز - چرا چهارده قرن گریه؟
سه شنبه 14 آبان 1392

چرا چهارده قرن گریه؟

   نوشته شده توسط: Milad Najafi    نوع مطلب :امامت ،تشیع ،


گاهی اوقات برای پاسخ به شبهاتمان عوض اینكه آنها را ریشه‌ای حل كنیم، به این طرف و آن طرف می‌زنیم و عاقبت هم آرام نمی‌شویم؛ مثل دلاّكی كه به جای اینكه تیغ كُندِ خودش را عوض كند، می‌گفت: «پول می‌دهم، نان می‌خرم و می‌خورم تا زور بیشتری بزنم!»
یكی از شبهاتی كه دربارة واقعه عاشورا مطرح می‌شود آن است كه چرا شیعه پس از چهارده قرن كه از این حادثه می‌گذرد، گریه و ماتم سرایی می‌كند؟ این نوشتار به قصد پاسخ ریشه‌ای به این شبهه، سامان یافته است تا به خواست الهی، جوابی مستدل به این شبهه ارائه شود.

یكی از شبهاتی كه دربارة واقعه عاشورا مطرح می‌شود آن است كه چرا شیعه پس از چهارده قرن كه از این حادثه می‌گذرد، گریه و ماتم سرایی می‌كند؟ این نوشتار به قصد پاسخ ریشه‌ای به این شبهه، سامان یافته است تا به خواست الهی، جوابی مستدل به این شبهه ارائه شود.
آخرت مهمترین بُعد زندگی
ابتداءً باید بدانیم كه اصلی‌ترین، جدی‌ترین، حقیقی‌ترین و مهمترین بُعد زندگی انسان‌ها در جهان آخرت است. آیات شریف قرآن، حیات دنیا را كم، قلیل، ناچیز و بازی معرفی می‌كند و آخرت را اصیل می‌شمارد: «تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ».1 تأكید و اصرار قرآن بر توجه انسان به آخرت، گواه اصالت و حقیقت آخرت است و فراموشی آخرت، موجب خسران و عذاب؛ «لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ».2
نكته دیگر، این كه اهمیت دین به تبع اهمیت آخرت خواهد آمد؛ به این معنا كه جدی‌ترین و اصلی‌ترین بُعد زندگی انسان باید با عمل ساخته شود؛ اما چگونه؟ چه چیزهایی آخرتمان را آباد و چه امور و اعمالی آخرتمان را ویران می‌كند؟ متصدی پاسخ به این سؤالات، دین است. دین یعنی مجموعه دستوراتی در حوزه اعتقاد و عمل كه التزام به آنها، باعث سلامت، امنیت و آبادانی آخرت ما می‌شود و توسط نبی‌مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اهل‌بیت عصمت علیهم السلام به دست ما رسیده است.
مروری بر حوادث پس از رحلت
نكته دیگر كه در رابطه با پاسخ به این شبهه لازم است دانسته شود، اتفاقاتی است كه بعد از وفات3 پیامبر شریف اسلام رخ نمود، كه سیاه‌ترین برگ تاریخ را رقم زد و آن، غصب خلافت و روی كار آمدن معاویه، بنی‌امیه و بنی‌عباس بود. اینكه معاویه را به تنهایی و كنار بنی‌امیه ذكر نمودیم ـ با آنكه او جزء بنی‌امیه بود ـ از این جهت است كه وی به تنهایی در نابودی دین و راه اندازی كارخانه جعل احادیث دروغین، سهم بزرگی داشت؛ همانطور كه سهم بزرگی از عذاب برزخ و قیامت، برای اوست.4
ابن ابی‌الحدید و از او قدیمی‌تر در مسعودی مروج الذهب و از این دو قدیمی‌تر، ابن بكار از مطرف فرزند مغیرة بن شعبه ـ فرماندار معاویه در كوفه ـ نقل می‌كنند كه پدرم هر شب، وقتی به خانه می‌آمد، از كیاست و فراست معاویه با آب و تاب حرف می‌زد؛ اما یك شب از نزد معاویه آمد، حرفی نزد و غذا نخورد، وقتی از او علت حرف نزدنش سؤال شد، گفت: من به معاویه گفتم: «تو اكنون در اوج قدرت هستی، خوب است كمی به بنی‌هاشم لطف كنی. اینها عمو زاده‌های تو هستند» معاویه گفت: «هرگز! ابابكر و عمر و عثمان به حكومت رسیدند و این همه زحمت كشیدند، اما وقتی مردند نامشان هم مُرد؛ در حالی‌كه نام فرزند ابوكبشه5 ـ یعنی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ـ را هر روز، پنج مرتبه در سراسر جهان اسلام به فریاد (اذان)، بانگ می‌زنند و به بزرگی یاد می‌كنند. نه! به خدا سوگند، آرام نخواهم نشست، مگر اینكه این نام را دفن كنم و این ذكر و یاد را به خاك بسپارم».
قیام امام حسین علیه السلام ، عامل بقای دین
قطعاً اگر قیام امام حسین علیه السلام نبود، معاویه در این راه به موفقیت می‌رسید و این نام مقدس را دفن می‌كرد؛ لذا رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «حسین منی و أنا من حسین»؛ جمله اول، یعنی حسین از ذرّیه من و فرزند دختر من است؛ اما جمله «من از حسینم» یعنی چه؟ رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم یعنی نبوتش و آنچه برای نجات بشریت از طرف خدا آورده و دفن این امور، یعنی دفن نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ؛ اما امام حسین علیه السلام با قیامش نگذاشت دین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یعنی همه آن چیزی كه ایشان بیست و سه سال برای تثبیت آن، خون جگر خورد و جنگید، دفن شود. امام حسین علیه السلام قیام كرد، پاره پاره شد، علی اصغر و علی‌اكبر و جگر گوشه‌هایش، جلوی چشمان او تشنه، گرسنه و خسته شهید شدند، تا دین خالصی كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم برای بشریت آورده بود، همانطور به نسل بعدی برسد و راه وصول به توحید، محبت، بندگی خدا و در یك كلمه، راه آخرت همچنان باز بماند.
همانطور كه نمی‌توان با طراحی و نقشه غلط و با مصالح غیر مناسب، بنایی را در دنیا استوار كرد، همان‌طور هم نمی‌توان با دین غلط و تحریف شده، آخرت را آباد كرد. همه ائمه علیهم السلام در این جهت، زحمات فراوانی كشیدند ولی رنج و سختی امام حسین علیه السلام از همه بیشتر و آشكارتر بود.
و تو ای خواننده این سطور! زمانی این مطالب برایت بهتر قابل درك است كه با تقوا و یاد مرگ، آخرت در قلبت عظیم شود و وجه همّت تو و جهت اعمالت برای آخرت باشد. اگر اینطور شود، دیگر برای گریه كردن برای ائمه علیهم السلام خصوصاً امام حسین علیه السلام احتیاج به روضه خواندن هم نداری؛ چه رسد به اینكه سؤال كنی چرا باید برای امام حسین علیه السلام گریه كنیم؟
وقتی آخرت برایت مهم شد و فهمیدی كه زندگی ابدی و اصلی در آخرت است و باید آنرا آباد كنی و در این مسیر، احتیاج به دستور العمل داری، احساس نیاز به دین صحیح را خواهی فهمید؛ دینی كه بتواند نیاز بندگی تو را تأمین و روح تو را در راه بندگی، سیراب و كامل نماید. آنگاه با مطالعه تاریخ می‌یابی كه این دین، با ریختن خون‌های ائمه علیهم السلام و خصوصاً امام حسین علیه السلام و هم چنین زحمات و آوارگی علمای شیعه، اكنون به دست تو رسیده است. آن زمان، دردهای اهل‌بیت علیهم السلام كه برای رساندن دین و حفظ و سلامت آن بود، قلبت را می‌فشارد و با خود فكر خواهی كرد كه برای بهشت رفتن من، فرق امیر المومنین علیه السلام شكافته شد، سر امام حسین علیه السلام بر نیزه رفت، امام موسی‌كاظم علیه السلام در چاه، زندانی شد و هزاران عالم شیعی خون جگر‌ها خوردند تا راه بهشت رفتن ما باز بماند.
اینجاست كه قلبت درد خواهد گرفت و اشكت جاری خواهد شد؛ بدون اینكه كسی روضه‌ای بخواند. اینجاست كه قدر مرجع تقلید خودت را خواهی دانست و از صمیم قلب به علمای دین ارادت پیدا خواهی كرد. اینجاست كه معنی آیه « ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»6 را خواهی دانست كه ائمه فرمودند: «نعیم، ماییم». یعنی خدا از ما خواهد پرسید كه بهترین بندگان من پاره پاره شدند؛ هزاران عالم چه سختی‌ها كه متحمل نشدند تا دین، به دست تو برسد و تو آخرتت را، زندگی حقیقی و ابدی خود را بسازی؛ اما تو چه كردی؟ به دنیا مشغول شدی و تمام همت تو، دنیای تو شد به گونه‌ای كه از آخرت، غافل شدی؛ لذا نفهمیدی كه چرا ائمه در راه حفظ دین، این قدر مصائب را تحمل كردند.
با غفلت از آخرت، احساس نیاز به دین از بین می‌رود و در این صورت قیام امام حسین علیه السلام ، مفهومی نخواهد داشت. ریشه حل مسأله، در توجه به آخرت است و اگر آخرت، مهم شود، بقیه امور حل خواهد شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] . سوره انفال/67.
2 . سوره ص/26.
3 . بلكه به قول درست‌تر؛ شهادت؛ چون نبی مكرم اسلام مسموم شدند.
4 . ما نمی‌توانیم در این صفحات محدود، این مسأله را شرح دهیم كه چطور جریان غصب خلافت و استیلای معاویه در سال 40 هجری باعث نابودی و واژگونی دین شد. فقط خوانندگان را به خواندن كتاب «نقش ائمه در احیای دین»، تألیف علامه مرتضی عسگری، توصیه می‌نماییم؛ خواندن این كتاب برای تحكیم و تثبیت اعتقادات در بعد امامت از ضروریات است.
5 . لقبی كه كفار قریش از روی طعنه به نبی مكرم اسلام دادند.
6 . سوره تكاثر/8.