تبلیغات
وبلاگ فرهنگی هیئت عزاداران کوثر تبریز - ولایت ، قلب تپنده اسلام
یکشنبه 14 آبان 1391

ولایت ، قلب تپنده اسلام

   نوشته شده توسط: کوثر    نوع مطلب :امامت ،تشیع ،دینی و مذهبی ،

                                                        ولایت ، قلب تپنده اسلام

پیامبر، صلّى ‏اللَّه ‏علیه ‏وآله، روز غدیر از مردم پرسیدند: آیا به رسالت الهى خود عمل كردم و آیا نسبت به شما اولى، و والى هستم؟ حاضران گفتند: آرى .آنگاه فرمودند: من كنت مولاه فعلىّ مولاه. هر كس كه من والى و سرپرست اویم على [علیه ‏السلام] والى اوست.

حسن بن ظریف مى‏گوید: به امام عسکرى علیه‏السلام نامه نوشتم و پرسیدم معناى سخن پیامبر درباره امیر مۆمنان على علیه‏السلام چیست که فرمود: «من کنتُ مولاه فهذا علىٌ مولاه.» حضرت فرمودند: مقصود حضرت آن بود که او را نشانه‏اى قرار دهد که هنگام اختلاف، حزب خداوند با آن شناخته شوند.

 

براستی غدیر خم چه ارزشی را برای ما انسان ها، به عنوان امت اسلامی، به ارمغان آورده است که نسبت به همه آن وقایع و رخدادهای قبل از اسلام و بعد از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) افضل می باشد؟

حاج میرزا جواد ملکى تبریزى در این‏باره مى‏نویسد: «روز غدیر نسبت به مبعث، به منزله باطن از ظاهر و به منزله روح از انسان است؛ زیرا هر چه در مبعث از خیر و سعادت وجود دارد، مشروط به ولایت امیر مۆمنان و امامان است».

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) 23 سال کوشیدند؛ آنچنان که به فرموده ی خودشان هیچ نبی ای به اندازه ی ایشان اذیت نشده است. (1) مشقاتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) تحمل کرده اند با تمامی انبیاء گذشته قابل مقایسه نیست. آنقدر پیامبر برای ابلاغ وحی زحمت می کشیدند که خداوند می فرماید: "طه! ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه خود را به زحمت بیفكنى‏!" (2)

یعنی می فرماید چرا خودت را به مشقت می اندازی؟  تو تنها ابلاغ کن : " پیامبر وظیفه‏اى جز رسانیدن پیام [الهى‏] ندارد؛ [و مسۆول اعمال شما نیست‏]." (3) و بیش از این خودت را اذیت نکن.

از نظر قرآن کریم، تمامی زحمات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) یک طرف و اعلام ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام)  یک طرف است. باید دو کفه ی ترازو را در نظر بگیریم، اگر بیست و سه سال خون دل خوردن های پیامبر، ابلاغ پیامبر، جهاد پیامبر، و عبادت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)؛ در یک کفه ی ترازو قرار بگیرد و اعلام مقام ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) در کفه ی دیگر؛ به نص صریح قرآن این کفه بر همه ی آن کفه می چربد و بلکه با زبان بی زبانی، خداوند پیامبر را تهدید می کند که: اگر این رسالت را عملی نکردی، همه کارهای تو در واقع هیچ است.

حال ممکن است سوال شود پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) که دین را تبلیغ کردند؛  پس عبارت "فما بلغت رسالته" (رسالت را انجام ندادی) چیست؟ پاسخ آن است که اگر ولایت نباشد، رسالت لوث می شود. اگر امامت نباشد، قرآن تحریف معنوی می گردد. اگر امام  از جانب خداوند در کنار کتاب الهی قرار نگیرد ، محتوای آن اجرا نمی شود. پس بالا ترین نعمتی که خدا قرار می دهد و بوسیله آن عمر را ثمر بخش می کند و تلاش را به نتیجه می رساند، قرار دادن هدایت گر الهی است.

اگر تحلیلی تاریخی انجام دهیم، خواهیم دید که قرآن کتابی است، مشتمل بر مجموعه مقرراتی به عنوان فرمان، دستور العمل، تز، باید ونباید، حرام و حلال ، که از طرف پرودگار نازل گردیده است. اما بهره دهی و ثمر دهی این دستور العمل ها، به دو شرط اساسی وابسته است:

1ـ فهم دقیق دین خدا ونسخه الهی.

2ـ اجرای دقیق این نسخه.

عقل و نقل و تجربه ی تاریخی ثابت می کند که این دو شرط منهای نظارت و امامت ولی خدا ممکن نیست ؛ قانون خدا، کتاب خدا، حرام و حلال خدا و مکتب پرودگار، در صورتی در این عالم  سعادت، کمال و تعالی الهی ایجاد می کند که با مقام امامت و ولایت و نظارت ولی الله همراه باشد. ما تا زمانی که دین خدا رانفهمیده ایم چگونه می خواهیم از آن برخوردار شویم؟

در اجرای دقیق نسخه الهی عوامل زیادی ایجاد مانع می کند؛ پس اگر ولی الله در کنار کتاب خدا قرار نگیرد، فهم دقیق کتاب خدا ممکن نخواهد بود.

همانگونه که خداوند برای ادامه حیات جسمانی ما، قلبی گذاشته است که خون را پمپاژ می کند تا مواد غذایی لازم را به همه ی سلولها برساند و اگر قلب از کار بایستد، بدن خواهد مرد، برای هدایت جامعه نیز قلبی قرار داده است. و او امام و " ولی الله " است. خوراک جان را امام به جامعه پمپاژ می کند. کسانی که امام را نمی پذیرند حتی اگر در بالاترین سطح از علم و دانش و صنعت و تکنولوژی قرار بگیرند از جان سالمی برخوردار نیستند.

البته قابل ذکر است که امام باید دارای خصایص مختلفی باشد. به طور اجمالی، بنا بر عقل سلیم و عقیده شیعه امام باید عالم به همه حقایق و معصوم باشد و تا فردی مورد تایید الهی نباشد، دارای چنین امتیازی نمی شود و شناخت چنین افرادی از عهده افراد معمولی خارج است. لذا این از الطاف الهی است که چنین وارستگانی را به مردم معرفی کند.

 

امامت، تداوم رسالت

پس از مباحث مطرح شده می توان نتیجه گرفت که خداى سبحان امامت را ادامه رسالت و همتاى آن مى‏داند. به همین دلیل در حادثه جهانى غدیر خم به پیامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، می فرماید: اگر نصب على بن ابى طالب على، علیه‏السلام، رابه دست خود انجام ندهى و ولایت را تببین نكنى اصلا به رسالت الهى عمل نكرده‏اى؛ یعنى رسالت منهاى امامت معادل رسالت منهاى رسالت است؛ زیرا آنچه اساس رسالت را حفظ مى‏كند همان امامت است.

و این نوشتار را با حدیث زیبایی به پایان می بریم:

امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل کرد که فرمودند:

«شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم».

 

پی نوشت ها :

1- "ما اوذی نبی مثل ما اوذیت"، (بحار الانوار، جلد 39، صفحه 56)

2- "طه ! ما انزلنا علیک القرآن لتشقی" ، طه (20): 1و 2

3- "ما علی الرسول الا البلاغ"، المائده (7): 99

 

فرآوری: آمنه اسفندیاری

به نقل از سایت تبیان