تبلیغات
وبلاگ فرهنگی هیئت عزاداران کوثر تبریز - برخی دعاها را خدا به دل ما می اندازد
چهارشنبه 3 آبان 1391

برخی دعاها را خدا به دل ما می اندازد

   نوشته شده توسط: کوثر    نوع مطلب :دینی و مذهبی ،

                                                  برخی دعاها را خدا به دل ما می اندازد

دعا به معنای صدا زدن و درخواست و نیز حاجت خواهی از خداوند است و جزو مهمترین عبادتهاست. شخصی که خدا را صدا می زند در بسیاری اوقات از او درخواستی هم می کند. در اینجا می خواهیم به تفاوت درخواست از خدا با درخواست از دیگران کمی توجه کنیم و به مقایسه حالت خود کم بینی در این دو درخواست بپردازیم.

 

دعا، درون مایه و ذات اصلی عبادت است و حقیقت آن، توجه به خدای متعال و درخواست رحمت و عنایت اوست. خدا نزدیک است و صدای مردم را می شنود. مردم را هم به صدا زدن خود دعوت کرده و عواقب بد دعا نکردن را هم گوشزد کرده است:

«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُۆْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»؛ (بقره، 186) ؛ چون بندگان من در باره من از تو بپرسند ، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند.

وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ (غافر، 60) ؛

پروردگارتان گفت : بخوانید مرا تا شما را پاسخ گویم آنهایی که از پرستش من سرکشی می کنند زودا که در عین خواری به جهنم در آیند .

با دقت در معنای دعاء در می یابیم که گفتن یک «یا الله» هم دعاست زیرا در آن خدا را صدا زده ایم و همین کار جزو عبادتهای مهم است؛ اما بسیاری از اوقات در ضمن این صدا زدن حاجتی را هم که داریم بیان می کنیم و آن را درخواست می کنیم. اگر این درخواست ما حقیقی باشد و لقلقه زبان نباشد، خدا هم وعده استجابت داده است و تخلف نمی کند؛ اما درباره زمان آن تعهدی نکرده است. بنابراین اگر با رعایت آداب، دعا کنیم حتما استجابت خواهد شد؛ اما به بهترین صورت و در بهترین زمان؛ در دنیا یا در آخرت.

اما درخواست از مردم ظاهرا با درخواست از خدا شباهت هایی دارد، بنابراین مناسب است که درباره تفاوتهای این دو درخواست قدری بیندیشیم:

شکی نیست که وقتی از کسی چیزی می خواهیم و نداری یا ناتوانی خود را در برابر او ابراز می کنیم، دچار ضعف شخصیتی می شویم. به این معنا که در خود کمبودی حس می کنیم که به وسیله شخص مقابلمان برطرف می شود؛ اما برای همیشه حالتی از حقارت را در ما ایجاد می کند. هرچه این درخواستها تکرار شود حس حقارت را در ما مستقر تر می کند. حس خود کم بینی که هر کس در اثر درخواست از دیگران در وجود خود حس می کند، حالتی درونی و روشن است و نیاز به شرح ندارد.

هنگام دعا کردن هم حس خود کم بینی در ما پیدا می شود یا نه؟

برای پاسخ به این سۆال لازم است مقایسه ای میان خدا و انسانهای همنوع خود کنیم. در حقیقت بین این دو درخواست تفاوت اساسی برقرار است. اصل وجود ما از خداست و نیز بازگشت ما نیز همان خداست. در جهت عکس، دیگران نه اصل وجود ما هستند و نه بازگشت ما به آنهاست.

خدا از همه دیگران و حتی از رگ گردنمان به ما نزدیکتر است. حائل بین ما و امور قلبی ماست.(1) خدا آشنا ترین آشنایان ماست و همه ارکان و تار و پود وجود ما را در بر گرفته است. چه کسی می تواند ادعا کند که مانند خداست؟ روشن است که درخواست از چنین حقیقتی چقدر متفاوت است با درخواست از یک انسان دیگر مثل خود ما

حالت ما در شکر خدا ابراز ارادت و کوچکی در برابر یک شخص مانند خودمان نیست؛ بلکه در برابر پادشاه هستی که در همه چیز حتی در درون ما حاضر است. احساس شکر و اظهار کوچکی که در پیشگاه این خدا در ما پیدا می شود، حقیر کننده نیست. حس خودکم بینی به ما نمی دهد؛ بلکه مایه عزت نفس و سرفرازی در برابر دیگران است.

خدا دعوتی عمومی کرده است که نامش را صدا بزنند. او از اصرار و مراجعه مردم به خود سردرگم نمی شود. از اینکه مردم از یکدیگر درخواست کنند بدش می آید و دوست دارد همه از او درخواست کنند(2) حتی بسیاری از دعاها را هم خود او به دل ما می اندازد که از او بخواهیم.(3)

قطعی ترین وقایع آینده را هم خدا می تواند بخاطر دعای ما تغییر دهد. (4)

دعا کردن به پیشگاه خدا در حقیقت اتصال به منبع اصلی همه خیرهاست. او که حی مطلق است ما را زنده می کند. خدا ایمنی بخش و مطلقا آرام است؛ در نتیجه ارتباط با او شفابخش بیماری هاست (5)

برای درخواست کردن از مردم لازم است آبروی خود را خرج کنیم(6) پس اگر پذیرفته شود، مجانی نیست چون بهایش را با آبرویمان پرداخته ایم و اگر پذیرفته نشود، در حقیقت ضرر کرده ایم؛ اما درخواست از خدا، بجز آنکه خودش یک عبادت می باشد و مایه برکت در زندگی ماست؛ حتما در بهترین صورت در دنیا - یا بهتر از آن در آخرت- استجابت می شود. (7)

نکته پایانی

با اینکه به طور کلی درخواست کردن از مردم مورد پسند خدا نیست اما در کلمات معصومین علیهم السلام در یک مورد ظرافت و در یک مورد استثناء وجود دارد:

الف) در خواست از مومنان

اگر شخص مۆمنی مشکل خود را به شخص مومن دیگری بگوید در حقیقت به خدا گفته است:

 أَیُّمَا رَجُلٍ مُۆْمِنٍ شَكَا حَاجَتَهُ وَ ضُرَّهُ إِلَى مُۆْمِنٍ مِثْلِهِ كَانَتْ شَكْوَاهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَل (8)

ب) علم آموزی

پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین نهی کرده اند که عده ای از مردم از ترس حقارت، دنبال دانش نروند و از دانایان سوال نکنند زیرا شرافت علم و واجب بودن طلب علم به حدی زیاد است که بر کوچک شدن شاگرد نزد استاد ارجحیت دارد لذا عاقلانه و واجب است که مردم این فروتنی در برابر استاد را تحمل کنند و سۆالهای علمی خود را بپرسند تا جواب بگیرند( 9)

لازم به دقت است که علم آن است که راه زندگی را برای انسان روشن کند و او را به احکام و اخلاق و باورهای درست دینی برساند و از گمراهی و کجروی در زندگی باز دارد. بنابراین سۆالهای بیجا پرسیدن و پیگیری مسائلی که حقیقتا به کار انسان نمی آید کاری است مذموم و علم طلبی محسوب نمی شود.

 

پی نوشت ها :

1.آیات 16 سوره ق و 24 انفال

2. اصول کافی، باب الالحاح فی الدعاء و وسائل الشیعه، جلد 9، باب کراهة المسألة مع الاحتیاج

3.اصول کافی، باب الهام الدعاء

4.همان، باب فضل الدعاء

5.همان، باب أن الدعاء شفاء من کل داء

6.همان، باب من اعطا بعد المسألة

7.همان، باب من ابطأت علیه الاجابة

8. روضه کافی، حدیث محاسبة النفس

9. نهج البلاغه، حکمت 82

 

روح الله رستگار صفت

به نقل از سایت تبیان