تبلیغات
وبلاگ فرهنگی هیئت عزاداران کوثر تبریز - تمدن اسلامی به روایت مستند "بی بی سی"
سه شنبه 6 دی 1390

تمدن اسلامی به روایت مستند "بی بی سی"

   نوشته شده توسط: kosar_delkhoon    نوع مطلب :دینی و مذهبی ،

                                          درباره مجموعه " اسلام و علم"

وقتی یکی دو ماه پیش رئیس جمهوری اسلامی در دیداری استانی درباره تمدن آندلس اظهار نظر کرده و آن را غیر اسلامی خواند، کم نبودند صاحب نظرانی که مقابل این اظهار نظر موضع گرفتند و از میراث اسلامی آندلس که بخشی از تاریخ تمدن اسلامی محسوب می شود، دفاع کردند.

متن کامل در ادامه مطلب

درباره مجموعه " اسلام و علم"
تمدن اسلامی به روایت مستند "بی بی سی"
گروه فرهنگی مشرق- وقتی یکی دو ماه پیش رئیس جمهوری اسلامی در دیداری استانی درباره تمدن آندلس اظهار نظر کرده و آن را غیر اسلامی خواند، کم نبودند صاحب نظرانی که مقابل این اظهار نظر موضع گرفتند و از میراث اسلامی آندلس که بخشی از تاریخ تمدن اسلامی محسوب می شود، دفاع کردند. با این همه این حرکت فرهنگی که با انتشار چند عکس از طرف چند سایت خبری آغاز شده بود و البته در چند مقاله و گزارش نیز اندکی عمق پیدا کرد، به سرعت فرو مرد و دیگر صدایی درباره تاریخ تمدن اسلامی که هر از چند فراوان به ان افتخار می شود به گوش نرسید.



اما در سوی دیگر ماجرا از چند سال قبل خبرهای جدی تری بود. در سال 2009 کانال 4 شبکه تلویزیونی بی بی سی، یک مجموعه سه قسمتی مستند را پخش کرد که عنوان آن این بود؛"اسلام و علم".
این فیلم که توسط بخش فیلم سازی دانشگاه آکسفورد ساخته شده بود توسط شبکه بی بی سی خریداری شد و توسط کانال 4 این شبکه که به پخش مستند شهرت دارد منتشر شد.
*****
اسلام و علم؛ مقوله ای که سال ها روشنفکران فرنگ دیده در مقالاتشان تضاد بین این دو را کشف می کردند و به اثبات می‌رساندند. و حالا در سالهای دهه اول قرن بیست و یکم، یکی از کشورهایی که روزگاری مدرسه روشنفکران سکولار ایرانی بود، در اثری مستند میان این دو مقوله ارتباط برقرار کرده و عصری را که یکی –یعنی علم- زیر سایه آن دیگری- یعنی حاکمان مسلمان- نضج یافته و رشد کرده را به تحلیل می نشینند. این به چه معنایی می تواند باشد؟ آیا دیدگاه های مدرسی بنیان روشنفکری در انگلستان تغییر یافته است؟ باید این را در مستند " اسلام و علم" محک زد.
مجموعه مستند "اسلام و علم" از شهری در مصر آغاز می شود؛ فضایی کاملا عربی است، این اتفاقی است که تا اینجای ماجرا قابل درک و منطقی است، برای دنیای غرب تمدن اسلامی رنگی عربی دارد. این را هم فراموش نباید کرد که ارائه کننده این مجموعه یعنی "جیم خلیل" یک انگلیسی است که ریشه ای عربی دارد و چند دلیل دیگر از همین جنس. اما چه اتفاقی می افتد که این روند ادامه یافته و تقریبا کل تمدن اسلامی که بر اساس این اثر مستند چند صد سال ادامه یافته است تنها به حاکمیت اعراب محدود می شود. در قسمت اول به زبان علوم در تمدن اسلامی اشاره می شود و این که عربی به زبان علمی جهان اسلام تبدیل می شود. این دقیقا همان فرض درستی است که بی بی سی همیشه در تولیدات خود می گنجاند اما حکم غلط آن اتفاقی است که در برداشت مخاطب روی می دهد. آنگاه که خوارزمی و ابن سینا در فضایی کاملا عربی معرفی می شوند و هیچ اشاره ای به اینکه این ها مربوط به کدام اقلیم تمدن اسلامی بوده اند به صورت واضح نمی شود؛ اینجاست که بر اساس فرض درست اتفاق دیگری می افتد که تا حدودی قابل تامل است.
اما روند دیگری نیز در این اثر مستند رخ می دهد که نتیجه ای عمیق تر دارد.همه چیز به این باز می گردد که فیلم چه تصور وتصویری را می خواهد از تمدن اسلامی و جایگاه علم در آن به مخاطب القاء کند. قبل از هر چیز بد نیست تا برخی دست اندرکاران این مجموعه را کمی از نزدیک تر بشناسیم.

راوی دورگه؛ انگلیسی- عرب
مستند "اسلام و علم" با ارائه جیم الخلیل، استاد فیزیک و دو رگه انگلیسی عراقی ارائه می شود که در سال های کودکی اش و به گفته خودش هم زمان با روی کار آمدن حزب بعث در عراق به همراه پدر عراقی و مادری انگلیسی خاک عراق را ترک کرده و در انگلیس بزرگ می شود.

جیم الخلیل غیر از فعالیت های آکادمیک و کسب دو جایزه "مایکل فارادی" و جایزه "کلوین" به صورت وسیعی فعالیت رسانه‌ای داشت و در طی سال های اخیر برنامه‌های متعددی با شبکه های تلویزیونی تولید کرده است، که اکثر این برنامه ها متعلق به شبکه تلویزیونی بی بی سی است. برنامه هایی که بیشترشان پایه ای علمی دارد؛ دلیل آن هم مشخص است، او استاد فیزیک بوده و حضورش به علت این است که به مستند های علمی اعتبار دهد، اگر نه هر مجری حرفه ای می تواند چنین مستند هایی را اجرا کند.
از این حواشی که بگذریم اگر چه نقش جیم الخلیل در این مجموعه سه قسمتی مهم  و پر رنگ است و در بخشهایی تعیین کننده، اما آنچه که به این مجموعه رنگ و شکل داده کتابی است که این مجموعه مستند از روی آن ساخته شده است." اسلام و علم؛ یک تاریخ" نوشته احسان مسعود.

مفسر تمدن اسلامی یک متولد لندن است
احسان مسعود نیز یکی دیگر از انگلیسیهای مهاجر است، آنچنان که از گزارش ها بر می آید، مسعود یک پاکستانی تبار است که در سال 1967 در لندن به دنیا آمده و در این کشور تحصیل کرده است. پدرش در زمینه علم آمار فعالیت داشت و مادرش نیز نویسنده داستان های کوتاه به زبان اردو بود.
مسعود در زمینه فیزیک کاربردی در دانشگاه پورثموث تحصیل کرد و پس از مدتی وارد روزنامه نگاری علمی شد؛ او در نشریاتی مانند "نیچر" و "نیو ساینتیست" که از نشریات مشهور علمی اروپا است فعالیت کرده و همچنین ارتباطات و فعالیت هایی در رادیو بی بی سی داشته است.
اما آخرین کتاب احسان مسعود همان کتابی است که تبدیل به مجموعه مستند " اسلام و علم" در بی بی سی شد. در معرفی این کتاب گفته شده است که در این کتاب توضیح داده شده که چگونه علم در دوره امپراطوری اسلامی گسترش پیدا کرده است.
مسعود هم مانند الخلیل ارتباط نزدیکی با بی بی سی دارد و البته این پیش فرض مشهور را که بی بی سی هیچگاه با غریبه کار نمی کند، تایید خواهد کرد.

علاقه تلویزیون سلطنتی به دو رگه‌ها و مهاجران
شاید بی بی سی را بتوان یکی از موفق ترین شبکه هایی دانست که توانسته است برای کشورها، ملیت ها، فرهنگ ها و زبان ها برنامه سازی کند و از همه مهم تر ذائقه هایی را جذب  و ارضاء نماید، راز این موفقیت در استتار فرهنگی است. برخلاف آمریکایی ها که همواره خود را تمام قدر در محصولاتشان به رخ می کشند و مهم ترین آرمانشان در ارتباطات جهانی رسانه ای تعریف داستان آمریکا "The story of America" است و بهترین نتیجه برای آنها زمانی است که همه مردم جهان آمریکایی زندگی کنند. اما انگلیسی ها به صورت اعم و بی بی سی، به صورت اخص، نگاه دیگری دارند. از دیدگاه آنها وجود فرهنگ ها و زبان ها و حتی ملیت ها مانعی بر سر اهداف نیست، بلکه کافی است همه مثل آنها فکر کنند و بر اساس همان شیوه تصمیم بگیرند، حتی اگر دقیقا آنچه آنها می خواهند را نپسندند.
شاید از همین جهت باشد که برای تاثیر گذاری بر مخاطب همیشه از جنس خود او و از جنس زبان و فرهنگ او استفاده می کنند. با این تفاوت که این جنس اگر چه عربی، ایرانی یا هر چیز دیگری باشد حتما جمله " made in England" را با خود خواهد داشت.
مسعود و الخلیل اگر چه یکی عرب و دیگری – براساس نامش- مسلمان هستند اما بر اساس تفکر بی بی سی و البته از جنس عربی و اسلامی تمدن مورد نظرشان و تاریخ آن دوره را تحلیل می کنند.

مدح شبیه به ذم
روش مجموعه مستند " اسلام و علم" در نقل تاریخ این گونه است که از فضایی مدح گونه وارد روایت شده و ابتدا تحسین مخاطب را بر می انگیزد، اینکه حکومت های ان دوره از تمدن اسلامی ان قدر به بلوغ رسیده بودند که توانستند زمینه ای برای رشد علوم و فعالیت دانشمندان را فراهم سازند مورد تحسین مخاطب قرار می گیرد، اما زمانی که کار به تصویر سازی از این تمدن می رسد اتفاقات ظریفی می افتد که تنها برای مخاطب رسانه شناس قابل تشخیص است و باقی مخاطبان تنها تاثیر می پذیرند.

درست است که ابتدای خیزش علمی در جهان اسلام نهضت ترجمه بود و در این موضوع هیچ یک از مورخین اختلاف نظری ندارند اما وقتی نوبت به تاکیتک های روایت در مستند می رسد داستان متفاوت می شود. این که بارها بر نهضت ترجمه تاکید می شود و حتی بر ترجمه آثار از دیگر دانشمندان در دیگر تمدن ها مانند یونان و هند و ... در آثار تک تک دانشمندان مسلمان مورد بحث پافشاری می شود آن زمانی نتیجه خود را نشان می دهد که در پایان قسمت اول، راوی، یعنی جیم الخلیل مقابل دوربین ایستاده و نقش تمدن اسلامی را آنجا مهم معرفی می کند که تنها توانسته علوم را از تمدنهای دیگر گرفته و با هم تلفیق کند.

ابن سینا طبیبی قرون وسطایی
در بخشی از این مستند در حالی که الخلیل در میان عطاری های دمشق و تونس پرسه می زند و بعد از بیمارستانی که مربوط به عصر اسلامی است با ابزار آلات خاص جراحی و .. دیدن می کنند، گریزی هم به زهراوی، طبیب و جراح آندلسی می زنند و یکدفعه و یک سر به سراغ ابن سینا می رود.
ابن سینا با کتاب قانون، در علم پزشکی معرفی می شود. کتابی که شاید برای مخاطب امروزی که با طب مدرن آنقدر خو گرفته که جز آن برایش پاره ای خرافات قرون وسطایی به نظر آید و این گونه است که الخلیل از کنار ابن سینا، طبیب قرون وسطایی می گذرد.

کالبد شکافی یک اتفاق تاریخی
درباره مجموعه مستند " اسلام و علم" بیش از این ها می توان بحث و بررسی کرد و به جزئیات پلان ها و دیالوگ ها پرداخت و آن را با نمونه های تاریخی محک زد. اما یک حرف دقیق که برخواسته از اهداف سازندگان این مجموعه است نیاز به تامل بیشتر دارد.


سازندگان این اثر که البته بر اساس شناسنامه اش در بیرون از بی بی سی- یعنی واحد فیلم سازی علمی دانشگاه آکسفورد- ساخته شده اما بر سیاق آثار بی بی سی است، به تجربه آموخته اند که بهترین کار برای برخورد با یک واقعیت نه مقابله مستقیم که تغییر جهت آن است. درباره تمدن اسلامی نیز مهم ترین پیام این فیلم که از تیتراژ ابتدایی قسمت اول تا به انتهای قسمت آخر در فواصل مختلف بر آن تاکید می شود، این گزاره است که تمدن اسلامی و عصر طلایی علوم در آن، با وجود شکوهمند بودن، یک واقعیت تاریخی است و تمام شده است و این بر پایه آنچه در ادامه به عنوان عوامل این عصر طلایی ذکر می شود دیگر تکرار پذیر نیست. در ادامه و با عمیق تر و جزئی تر شدن روایت گزاره های دیگری نیز اضافه می شود و آن اینکه نمی توان حرکت علوم را در این دوره یک حرکت انقلابی  تمام عیار دانست که علوم جدید و افق جدیدی را معرفی کرده است؛ بلکه این حرکت با وجود دگرگونی بیش از هر چیز از میراث گذشتگان و تلفیق آن ها با هم استفاده کرده است و در آخر این حس به مخاطب مسلمان دست خواهد داد که داستان شیرینی را شنیده است که اگر چه واقعیت دارد اما ریشه در گذشته داشته و سال ها پیش تمام شده است. داستان امروز بازیگران دیگری دارد؛ بازیگرانی که اگر بخواهی همراهشان شوی باید کسی مانند جیم الخلیل باشی!

تکمله
درباره تمدن اسلامی، حالا هر حوزه ای را که قرار باشد مثل آورد، از علم و فرهنگ و هنر گرفته تا تاریخ حکام، این روزها اگر به دنبال منبعی باشی و به بازار کتاب سر بزنی همواره نام یک اروپایی مانند، ویل دورانت یا گوستاو لوبن یا مانند او را خواهی دید؛ در آن سوی ماجرا اوضاع تولیدات تلویزیونی از آن هم خراب تر است تا آنجا که هنوز یک اثر در قد و قواره ی این تولید بی بی سی هم نمی توان در آرشیو سیما پیدا کرد و این یعنی ساخت سریال هندی مهم تر از ساخت تفکر است.
با این وصف اگر رئیس جمهور تمدن اسلامی آندلس را نشناسد و یا نسل های جوان چیزی از شکوفایی علوم در قرون طلایی را باور نکند عجیب نیست. از آن بد تر آن است که در میانه ی بی عملی ما بی بی سی تاریخ تمدن را روایت کند، که محصولش بهتر از ثمره دیگ های پلوی سفارت نخواهد بود.